صفحه اصلي درباره انجمن ارتباط با انجمن نقشه سایت عضویت در انجمن
صفحه اول
تماس با ما
RSS
جمعه ٢٤ آذر ١٣٩٦  -  
 » 
منوی اصلی
تبلیغات

کانال تلگرام  انجمن پزشکان عمومی مشهد  کلیک کنید

 

 

 

عضویت در سایت و خبرنامه
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اخبار > به مناسبت 16 آذر روز دانشجو


  چاپ        ارسال به دوست

دکتر مهدیار سعیدیان

به مناسبت 16 آذر روز دانشجو

 

🌹تقدیم به همه پزشکان همیشه جوینده دانش !

نسل ما نسلی ست که درس خواند تا دانشجو شود...

آن هم دانشجوی پزشکی!

شنیده بودیم دانشجو شدن یعنی خوشبختی... یعنی همه چیز

ما درس خواندیم... خیلی زیاد ،گاهی با علاقه و گاهی با اجبار... خواندیم تا برای آن چهار ساعت پر استرس آماده شویم... چهار ساعتی که می توانست سرنوشت ما را تغییر دهد... غول بزرگ... کنکور!

برای ما هزینه کردند.دعا کردند گاهی نذر کردند تا دانشجوی پزشکی شویم

بالاخره دانشجو شدیم...

از همان سال اول "دکتر " صدایمان می کردند و قند در دلمان آب می‌شد. وارد یک دنیای جدید شدیم... آدم های جدید... تفکرات جدید... فکر و خیال های جدید ،گاهی کنار درس خواندن عاشق شدیم و گاهی دلتنگ عزیزانمان، شب بیداری کشیدیم برای امتحان...

لای کتاب و جزوه هایمان پر از شعر و بازی و نقاشی بود .دانشگاه مثل زندگی بالا و پائین زیاد داشت کنار درس ها ، آدم های زندگیمان را هم حذف و اضافه کردیم، گاهی به اجبار سر کلاسی نشستیم و گاهی مثل روزهای خوب زندگی ، انقدر همه چیز عالی بود که دوست نداشتیم زمان بگذرد.گاهی درسی را فقط پاس می کردیم که تمام شود... مثل روزهایی که تحمل می کنیم تا بگذرد

گاهی درسی را می توانستیم نمره ی کامل بگیریم ولی کم تلاش کردیم مثل روزهایی که می توانست بهتر بگذرد...

گاهی هم امتحان انقدر سخت می شد که گیج می شدیم... مثل روزهای سخت زندگی...

امتحان پره اینترنتی، دستیاری ، طرح در ناکجا آباد و...

کم و زیاد... خوب و بد...  بالا و پائین گذشت و هنوز هم می گذرد...

جانهای زیادی را نجات دادیم .قصه بی مهری ها که تمام شدنی نیست!

چشم هایمان را باز می کنیم و می بینیم  جوانی‌مان رفته. ما می مانیم و به یاد ماندنی ترین خاطرات دوران زندگیمان!

پ .ن : دیروز کودک بیماری همراه مادرش آمده بود مطب.هردو اگزمای حاد داشتند.موقع معاینه خواستم حواسش را پرت کنم .پرسیدم" میخوای بزرگ بشی چیکاره بشی؟ "دکتر"

" گفتم "برای اینکه دستهای خودت و مادرت  را  خوب کنی ؟"

- نه برای اینکه  اونقدر پولدار بشم و برای مادرم ماشین ظرفشویی و ماشین لباسشویی بگیرم تا دستانش خراب نشه !

چند لحظه مات زده بر جای ماندم.با صدای خداحافظی منشی به خود آمدم.

بیرون مطب هوا بدجوری سرد بود.در حالی که داشتم به آرزوهای کودکی خودم و همسالانم و آرمانگراییمان فکر میکردم، تاکسی " اسنپ " گرفتم. راننده دانشجوی کارشناسی ارشد پرستاری بود. موقع خداحافظی گفتم :

 

روزت مبارک همکار عزیز !


١٥:٠٤ - پنج شنبه ١٦ آذر ١٣٩٦    /    شماره : ٤٨٨    /    تعداد نمایش : ١٣


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: